به نقل از خبرگزاری اخبار آنلاینکتاب قضاوت انسانی نوشته جان ویلکاکس و ترجمه یاسر خوشنویس سعی دارد نشان دهد که چگونه نخبگان از پزشکان گرفته تا سیاستمداران در پیش بینی های خود اشتباه می کنند. کتاب در نوع خود علمی است. هنگام مطالعه کتاب، اولین چیزی که به ذهن می رسد، چند منبع برای به دست آوردن تحلیل و پیش بینی صحیح است. یعنی در حوزه پزشکی مردم به نظر پزشکان نیاز دارند نه فقط یک پزشک. در حوزه سیاسی باید به نظرات چند سیاستمدار قوی توجه کرد و نه یک سیاستمدار و … این یعنی پیچیده بودن موضوعات و برای درک آنها باید مشورت کرد و به تحلیل ها از زوایای مختلف توجه کرد. . مطلب حاضر توسط هادی صمدی در کانال تلگرامی «تکامل فلسفه» نوشته شده است که در ادامه می خوانید:
***
نخبگان سیاسی چقدر دقیق پیش بینی می کنند؟
ما در دنیایی زندگی می کنیم که هر روز باید وضعیت جریان های سیاسی را قضاوت کنیم و آینده آن را پیش بینی کنیم. از معلمان، پرستاران و رانندگان تاکسی گرفته تا کارشناسان سیاسی، همه مشغول پیشبینی آینده هستند.
ممکن است کسی معتقد باشد که دقت قضاوت کارشناسی بسیار خوب یا بسیار بد است. اما قضاوت در مورد نحوه قضاوت آنها نوعی قضاوت است که می تواند درست یا غلط باشد. اغلب می شنویم که فلانی خیلی خوب تحلیل و پیش بینی می کند. اما این قضاوت تا چه حد درست است؟ آیا راهی برای اندازه گیری آن وجود دارد؟ به طور متعارف، ذهن ما برای اغراق در صحت پیش بینی های صحیح برخی از نخبگان مورد علاقه و نادیده گرفتن پیش بینی های نادرست آنها (سوگیری تایید) استفاده می شود. عکس مقاله در مورد نخبگانی است که ما دوست نداریم. اما سوال اصلی اینجاست که این قضاوت ها چقدر درست است؟
علم به ما کمک می کند تا صحت این قضاوت ها را اندازه گیری کنیم. داده های زیر از کتاب قضاوت انسان: چقدر صحیح است و چگونه می توان آن را بهبود بخشید؟
یکی در میان تمام گزاره هایی که نخبگان به آنها 80 درصد احتمال داده بودند، تنها 45 درصد از گزاره ها صادق بودند.
دو وقتی نخبگان با قاطعیت صحبت میکنند، قضاوتهای آنها هنوز در وضعیت بدی قرار دارد: 30 درصد از گزارههایی که نخبگان از آن مطمئن بودند نادرست بودند. 19 درصد از آنچه که مطمئن بودند اتفاق نخواهد افتاد در واقع اتفاق افتاد.
سه. فرقی نمی کرد نخبگان تازه کار باشند یا با تجربه. اشتباهاتی مرتکب شدند. ممکن است فکر کنیم نخبگانی که به اطلاعات طبقه بندی دسترسی دارند، پیش بینی های بهتری انجام می دهند. ولی اینطوری نبود علاوه بر این، صحت قضاوت آنها به رشته تحصیلی آنها بستگی نداشت: اقتصاددان، کارشناس علوم سیاسی و روزنامهنگار همگی پیشبینیهای بدی داشتند و به پیشبینیهای خود اعتماد کاذب داشتند.
چهار اما دو عامل بود که بین قضاوت افراد تفاوت ایجاد می کرد. «شهرت» و «سبک تفکر خاص».
بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر می رسد، وضعیت پیش بینی افراد مشهور «بدتر» از افراد غیر مشهور بود! چرا ظاهرا آبروی مردم باید حاصل قضاوت ها و پیش بینی های درست این گروه باشد. اما اینطور نیست. شاید به این دلیل که رسانه ها به دنبال افرادی هستند که نظرات قاطع و افراطی بیشتری داشته باشند؟ به همین دلیل است که وضعیت پیشبینی و قضاوت افراد مشهور بدتر است، نه بهتر.
علاوه بر این، شواهد تجربی نشان میدهد که افرادی که «سبکهای فکری خاصی» دارند (به یک حزب سیاسی خاص تمایل دارند، ایدئولوژیهای خاصی قضاوت آنها را هدایت میکنند، در اتاقهای فکر وابسته به سازمانهای خاص کار میکنند، طرفدار نوع خاصی از اقتصاد رادیکال هستند، و غیره). ) همچنین قضاوت ها و پیش بینی های «بدتر» را انجام دهید. و معمولا چه کسی تصمیم می گیرد؟ دقیقاً همان افرادی که سبک های فکری خاصی دارند و به احزاب یا نگرش های سیاسی خاصی گرایش دارند. این افراد انعطاف پذیری ذهنی کمتری دارند و کمتر به پیش بینی علمی اعتقاد دارند. این افراد عموماً با توهم دانش مواجه هستند و به جای توجه به آمار، احتمالات و داده های تجربی، عموماً پیش بینی هایی را از موجودی دانش مفروض خود استخراج می کنند.
توصیه
اگرچه راه حل های مختلفی در کتاب ارائه شده است، اما یکی از مفیدترین آنها ایجاد تنوع در اتاق های فکر است. اتاقهای فکر متنوع انعطافپذیری شناختی گروهی بالاتری دارند و برآوردهای بالا و پایین یکدیگر را خنثی میکنند.
مطالعه این کتاب به همه کسانی که قضاوت و پیش بینی می کنند، به ویژه پزشکان (کتاب پر از نمونه هایی از قضاوت های نادرست در پزشکی است و راه های اجتناب از آنها را نشان می دهد)، سیاستمداران، قضات (همچنین قسمت های زیادی از کتاب به علت ها) توصیه می شود. از قضاوت های نادرست قضات و راه های اجتناب از آن)، مهندسان، روزنامه نگاران، تحلیلگران سیاسی، اقتصاددانان و همه کسانی که مشغول ارزیابی و ارزیابی روزانه امور هستند. قضاوت در مورد آنها و انجام پیش بینی بر اساس آن به شدت توصیه می شود.
این توصیه تنها برای بهبود قضاوت ها و پیش بینی های آنها نیست (که به خودی خود ارزشمند است)، بلکه مطالعه این داده ها برای این دسته یک وظیفه اخلاقی است، زیرا قضاوت آنها مستقیماً بر سرنوشت افراد تأثیر می گذارد. این کتاب پس از ارائه آمارهای ناامیدکننده فراوان در مورد میزان خطا در قضاوت نخبگان، راهکارهای عملی و کاربردی برای بهبود قضاوت ارائه می دهد و به همین دلیل کتاب درسی دانشجویان این رشته ها می باشد. به جای بسیاری از دروس غیر عملی در برنامه درسی دانشجویان این رشته ها، باید این گونه کتاب ها جایگزین شود. هر چه آموزش این راه حل ها زودتر شروع شود، تاثیرات آن کاربردی تر است.
216216
منبع: www.khabaronline.ir