یک دوست و دشمن آزادی / فیلسوف که خدا را می خواست و با هم قرار می گیرد


به گفته خبرگزاری اخبار آنلاینبه نقل از ابنابا قهوه Meysam Chian وی نوشت: محقق فلسفه ؛ چهارشنبه ، 7 اوت ، تولد جورج ویلهلم فردریش هگل یکی از بحث برانگیزترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان در تاریخ تفکر غربی بود. با این حال ، هگل ، که توسط بسیاری از متفکران به عنوان یکی از معماران اندیشه مدرن شناخته می شود ، همچنین دارای برخی از تأثیر وی در اندیشه پسامدرن است. همچنین ، در حالی که برخی او را “دشمن آزادی” خوانده اند ، برخی نیز او را “نگهبان آزادی” می نامند.

یک دوست و دشمن آزادی / فیلسوف که خدا را می خواست و با هم قرار می گیرد

قهوه Meysam

هگل در شهر اشتوتگارت آلمان متولد شد. وی در طول تحصیلات و سپس تدریس در دانشگاه های مختلف ، از جنا تا هایدلبرگ و برلین ، سیستم فلسفی منسجم خود را تأسیس کرد. اگرچه وی در سنین جوانی تحت تأثیر فلسفه امانوئل کانت و انقلاب فرانسه قرار گرفت ، اما اندیشه وی به تدریج از فلسفه انتقادی دور شد و امروز یک دستگاه جامع و تاریخی را تشکیل داد که امروزه با عنوان “فلسفه هگل” شناخته می شد.

هگل ، هنگامی که فلسفه خود را تدوین می کند ، موضع جدی به فلسفه کانت گرفته و به دنبال شناسایی وظیفه “روح” ، “مطلق” ، “زندگی” یا انسان در دنیای جدید است. برای هگل بعدی ، بر خلاف کانت ، انقلاب فرانسه ، اگرچه یک گام مهم در راه آزادی ، دیگر شکوه نیست و آزادی باید در جامعه نهادهای عینی و وحدت جامعه و دولت که دولت می خواهد آشکار شود.

پس از مرگ وی در سال 2 ، شاگردان و مفسران وی به دو جناح راست و چپ تقسیم شدند ، نتیجه تفسیرهای مختلف آنها از آثار گاه مبهم و پیچیده او. خود هگل ، در جمله ای که به او منتسب شد ، از دشواری درک آثار خود گفت: “وقتی نوشتم ، من و خدا می دانستیم که من چه می نویسم ؛ اکنون فقط خدا می داند.”

شاید گفته شود که هگل دو نگرانی داشت: دولت و آزادی ، و شاید او خدا را می خواست و با هم قدمت می خورد. دولت هگل ، نه همانطور که فاشیسم آن را می خواست ، تجسم آزادی بود. آزادی که در آن فردیت به طور کلی و کلی بودن افراد منعکس می شود. هگل سعی در ایجاد یک فلسفه دیالکتیکی برای گفتن این نمای متناقض که در آن فرمولاسیون فلسفی ساخته شده است و هر چیزی در انتقال علیه خود و در نهایت برای خود و مخالف او است. نمونه مشهور توصیف چنین روشی و البته موضوع و ساده شده: وجود و تنها وجود را در نظر بگیرید ، چنین وجود باعث می شود بدون هیچ ویژگی مورد توجه شما قرار نگیرید. ما سه مرحله از دیالکتیک هگل ، “پایان نامه” ، “ضد” و “سنتز” را می شنویم.

فلسفه هگل محدود به آلمان یا اروپا نیست. نگاه تاریخی و دیالکتیکی او به جهان تأثیر عمیقی بر همه علوم انسانی گذاشت. از دیدگاه هگل ، همه چیز در متن تاریخ ظهور و تکامل می یابد ، حتی مفاهیمی مانند حقیقت ، دین ، ​​دولت و حتی خدا. بنابراین ، او را می توان یکی از بنیانگذاران دیدگاه تاریخی فلسفه و علوم انسانی دانست. اگرچه هگل در دستگاه خود دولت را اوج روح می داند ، اما دیالکتیک – درگیری درگیری در متن تاریخ – مفهومی است که فراتر از دستگاه او بوده و به ابزاری برای تجزیه و تحلیل جهان تبدیل شده است. می توان گفت که ما امروز در دنیای هگلی زندگی می کنیم.

بسیاری از ایده های غالب در عصر ما – از جمله در هم تنیده مؤلفه ، دیدگاه تاریخی هویت و فرهنگ ، اهمیت سنت در قلب پیشرفت و روندهای تحول اجتماعی دیالکتیکی – در متن ایده های هگل یا توضیح داده شده است. هگل سعی کرد با عبور از دوگانگی قبلی ، از جمله شک و تردید کانتیا ، یک فلسفه پر جنب و جوش و زنده برای درک مدرنیته فراهم کند.

یک دوست و دشمن آزادی / فیلسوف که خدا را می خواست و با هم قرار می گیرد
هگل در ایران

اندیشه هگل در ایران از دوره پهلوی آغاز شد. محمد علی فورندی یکی از اولین چهره هایی بود که به طور خلاصه ایده های هگل را در کار مهم خود با عنوان “خرد در اروپا” معرفی کرد. کریم موجتهدی ، استاد فقید فلسفه در دانشگاه تهران ، در مصاحبه ای اظهار داشته است که این کار برای معرفی مخاطبان عادی به هگل کافی است. با این حال ، آشنایی عمیق تر با هگل ، به ویژه پس از انقلاب اسلامی ، به دهه ها برمی گردد. چپ گرایان به دنبال تجزیه و تحلیل تاریخ ایران از منظر مبارزات طبقاتی و تحولات ساختاری با خواندن مارکس هاگلی بودند.

در مقابل ، برخی از دانشمندان و دانشمندان مذهبی ، با دانش جدیدی از فلسفه غربی ، تفسیرهای مختلفی از هگل ارائه داده اند و از دستگاه های فلسفی خود برای بازتاب رابطه سنت و مدرنیته استفاده کرده اند. اگرچه یک جستجوی ساده ما را به لیست طولانی محققان ایرانی که روی هگل کار می کنند ، می کند ، اما در این میان توجه جدی به هگل توسط یک متفکر و تولید آثاری که می تواند ایرانی ها را به عقل هژلی متصل کند ، باعث شده است که محقق توجه جدی داشته باشد. به عنوان مثال ، ذکر نام Mahdi Mahdi Ardebili و Arash Abazari بدون لطف نیست.

بیش از 3 اثر هگل (اعم از آثار هگل یا هگل) در تاریخ معاصر ایران ترجمه و گردآوری شده است. علاوه بر آثار نوشته شده در مورد هگل ، متون خود فیلسوف نیز مورد توجه اساتید فلسفه ایرانی قرار گرفته است. پس از ترجمه فلسفه تاریخ توسط حمید اناتات در سال 2 توسط انتشارات دانشگاه آریاماهر (دانشگاه فناوری شریف) ، که تنها مقدمه ای برای این فیلسوف است ، “عناصر فلسفه حق” در سال 6 توسط مهداد به بازار کتاب فلسفی ارسال شد.

پس از این کار زیبا جبلی در سال ، او “روح پاتریس” را راه اندازی کرد ، که محمد مهدی اربلی آن را “پدیده” خوانده و ترجمه را “غیر فیلیوسفیک ، نابالغ ، با بسیاری از اعتراضات توصیف می کند ، ادعا می کند ترجمه از متن اصلی آلمانی بدون ذکر هیچ منبع.” اردبیلی ترجمه “پدیدارشناسی روح” (1) توسط باکر پرهام را “دشوار” توصیف کرده است. یکی از مهمترین کار مورد نظر ترجمه های ابراهیم ملک اسماعیلی (1) و سید مسعود حسینی و محمد مهدی اردبیلی (1) است.

گذشته از آثار نوشته شده توسط هگل یا درباره او ، حضور یک فیلسوف در ایران را می توان در کلیه مباحث اساسی در مورد قانون ، دولت ، آزادی ، تاریخ ، آزادی ، قومیت ، زبان و غیره یافت و البته بحث “بنده” همچنان به “آزادی” ادامه می یابد. نبردی که هگل آن را موتور تاریخ می نامد و گاهی اوقات خنده های من را در مکان های تاریخ جهان می گذارد. مطمئناً رویای هگل می تواند افق پیشرفت آگاهی در سراسر منطقه بشر باشد: روزی که خودآگاهی و آزادی در سازمان اجتماعی به سرنوشت هر انسانی تبدیل شود.

1



منبع: www.khabaronline.ir

یوبیک آنلاین
یوبیک آنلاین
مقاله‌ها: 9583

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *